محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

746

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

واقع مىخواهد تلاش‌هاى ما را تا بالاترين درجهء ممكن از شدّت و استحكام برخوردار سازد و البتّه ما ديديم كه قرآن كريم تا چه اندازه مردم را به انجام كارهاى بهتر وادار مىكرد و هم‌چنين تشويق مىنمود تا در رسيدن به مراتب بالاتر بر يكديگر سبقت بگيرند . و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كليد ترقّى را به ما مرحمت كرده و آن را براى بازگشايى اين مقام و الا به حركت درمىآورد . بنابراين ؛ آن حضرت درحالىكه ما را در زمينهء اشياء مادّى فرمان مىدهد كه به آنچه خداوند نصيب ما كرده ، قانع باشيم و همواره به برادرانى كه پايين‌تر از ما هستند ، نگاه كنيم ، در زمينهء اخلاقى به ما توصيه مىكند تا به كسانى كه بالاتر از ما هستند ، نگاه كنيم و بخواهيم از آنها پيروى كنيم . و در اين‌باره مىفرمايد : « دو خصلت است كه در هركه باشد ، خداوند او را شكرگذار و بردبار قرار دهد و هركه اين دو خصلت در او نباشد ، خداوند او را شاكر و صابر مقرّر نفرمايد . هركه در دينش به بالاتر از خودش نگاه كند و از او پيروى كند و در دنيايش به پايين‌دست خودش بنگرد و خدا را به خاطر لطفى كه بر او كرده ، سپاس گويد : خداوند او را شاكر و صابر مقرّر كند و هركه در دينش به پايين‌تر از خودش و در دنيايش به بالاتر از خودش نگاه كند و بر آنچه ندارد تأسّف بخورد ، خداوند او را شاكر و صابر مقرّر نفرمايد . » « 1 » خاتمهء بحث [ رابطه مشقت و تلاش ] اكنون كه حقيقت تلاش مطلوب و پسنديده را از نظر قرآن فهميديم و دانستيم كه تلاش عبارت است از نشاط اخلاقى و مادّى كه براى خدمت به انجام وظيفه مسخّر گردد و نسبت به آن مقايسه شود . بنابراين هر آنچه با مشقّت همراه باشد ، رابطه‌اى با تلاش مطلوب ندارد ، وانگهى تلاش مطلوب علاوه بر اين ، نشاط ديدنى است و از دو جنبه به روشنى قابل رؤيت است : زيرا نگرش‌هاى تلاش مطلوب تنها متوجّه زمينه‌هاى آماده نيست تا آنها را با آگاهى به كار ببندد ، بلكه در همان حال در يك نگرش واحد مشتمل بر علاقه‌هاى متفاوتى است . از طرفى با پروردگارش و با همهء مردم ، و از سويى با خودش تا اين‌كه بين همه اين‌ها عادلانه تقسيم شود و

--> ( 1 ) - ر ك : سنن ترمذى : 4 / 655 ، حديث 2512 ؛ مسند شامييّن : 2 / 303 ، حديث 1388 ؛ شعب الإيمان : 4 / 137 ، حديث 4575 ؛ الزّهد ابن مبارك : 1 / 50 ، حديث 180 ؛ كشف الخفاء : 2 / 373 ، حديث 2637 .